پرسش: اگر در عقدنامه نوشته شده باشد مهریه عندالاستطاعه است، آیا زن باز هم میتواند دادخواست مهریه بدهد؟ در این حالت دقیقا باید چه چیزی را ثابت کند، چه مدارکی لازم است، و اگر شوهر بگوید پول یا مال ندارد، زن از چه راهی میتواند حقش را بگیرد؟ همچنین بهترین شیوه طرح دادخواست مهریه عندالاستطاعه در سناریوهای واقعی چیست؟
پاسخ: مهریه عندالاستطاعه یکی از موضوعاتی است که در سالهای اخیر باعث ابهام، اختلاف و حتی سوءبرداشتهای زیادی شده است. بسیاری از افراد هنگام عقد بدون دقت کافی این عبارت را در سند ازدواج میپذیرند، اما زمانی که اختلاف خانوادگی پیش میآید و زن قصد مطالبه مهریه را دارد، تازه متوجه میشوند که نحوه وصول این نوع مهریه با مهریه عندالمطالبه تفاوت مهمی دارد. اگر بخواهیم خیلی روشن و کاربردی توضیح دهیم، در مهریه عندالمطالبه اصل بر این است که زن هر زمان بخواهد میتواند مهریه را مطالبه کند و مرد باید آن را بپردازد، مگر اینکه ناتوانی مالی خود را اثبات کند. اما در مهریه عندالاستطاعه، زن علاوه بر اصل مطالبه، باید استطاعت و توانایی مالی مرد برای پرداخت مهریه را نیز ثابت کند. همین تفاوت، مسیر دادخواست را تغییر میدهد و باعث میشود که زن از همان ابتدا باید با نگاه دقیقتری وارد پرونده شود.
اولین نکتهای که باید روشن شود این است که عندالاستطاعه بودن مهریه به این معنا نیست که مهریه از بین رفته یا زن دیگر حقی ندارد. این تصور کاملا اشتباه است. مهریه همچنان یک حق مالی برای زن است، اما اجرای آن منوط به اثبات توان مالی زوج میشود. یعنی زن نمیتواند صرفا با ارائه عقدنامه و بدون هیچ قرینهای انتظار داشته باشد که مانند مهریه عندالمطالبه، حکم محکومیت فوری و کامل بگیرد. او باید به دادگاه یا مرجع صالح نشان دهد که شوهر در حال حاضر یا در زمان طرح دعوا، دارای اموال، درآمد، دارایی یا توان پرداخت است. بنابراین محور اصلی پرونده در این نوع مهریه، نه فقط اثبات اصل دین، بلکه اثبات امکان پرداخت توسط شوهر است.
برای درک بهتر، یک سناریوی واقعی و بسیار رایج را در نظر بگیرید. زنی پنج سال قبل ازدواج کرده و در عقدنامه او 300 سکه بهار آزادی به عنوان مهریه عندالاستطاعه درج شده است. در زمان عقد، خانواده مرد گفتهاند که او صاحب کسبوکار است، چند ملک دارد و مشکلی برای پرداخت احتمالی مهریه نخواهد داشت. اما حالا پس از اختلاف و تصمیم زن به مطالبه مهریه، مرد میگوید “مهریه عندالاستطاعه بوده و من هیچ استطاعتی ندارم.” اگر زن صرفا به عقدنامه تکیه کند، پرونده او ممکن است با دشواری روبهرو شود. اما اگر بتواند اسناد مالکیت ملک، گردش مالی، اطلاعات مربوط به شرکت، خودرو، حسابهای بانکی، اجارهبها، یا حتی شواهد مربوط به سبک زندگی و درآمد مستمر مرد را ارائه کند، وضعیت فرق خواهد کرد. در اینجا دادخواست مهریه عندالاستطاعه کاملا قابل طرح و پیگیری است، به شرط آنکه ادله کافی برای اثبات تمکن مالی مرد وجود داشته باشد. (بخوانید : دادخواست مهریه برای شوهر زندانی چگونه انجام میشود؟)
یکی از مهمترین پرسشها این است که “استطاعت” دقیقا یعنی چه؟ استطاعت در اینجا صرفا داشتن پول نقد در حساب بانکی نیست. ممکن است مرد صاحب ملک، خودرو، سهام، سرقفلی، حق کسب، درآمد ماهانه قابل توجه، طلب از اشخاص دیگر، یا منافع مالی مستمر باشد. حتی اگر نقدینگی کافی نداشته باشد، وجود اموال ارزشمند یا درآمد ثابت هم میتواند قرینهای بر استطاعت مالی او باشد. البته باید توجه داشت که هر دارایی لزوما به معنای امکان پرداخت فوری تمام مهریه نیست. برای مثال ممکن است دادگاه به این نتیجه برسد که مرد استطاعت پرداخت بخشی از مهریه یا پرداخت به صورت مرحلهای را دارد. بنابراین در این پروندهها، دامنه استطاعت میتواند از تمکن کامل تا توان پرداخت نسبی متغیر باشد.
از نظر مدارک، مهمترین سند برای شروع، عقدنامه رسمی است که در آن عندالاستطاعه بودن مهریه قید شده است. اما این سند به تنهایی کافی نیست. زن باید هر مدرکی که بتواند توان مالی شوهر را نشان دهد جمعآوری کند. این مدارک میتواند شامل تصویر یا مشخصات املاک، سند خودرو، اطلاعات مربوط به محل کار، جواز کسب، عضویت در شرکتها، شماره ثبت شرکت، فیش حقوقی، قراردادهای پیمانکاری، اجارهنامههایی که نشان دهد مرد موجر است، و حتی اسناد غیرمستقیم مانند تصاویر تبلیغات کسبوکار، آگهی فروش املاک او، یا اظهارات قبلی خودش در پیامها و قراردادها باشد. در بعضی پروندهها، زن از طریق شهود یا مطلعین ثابت میکند که مرد عملا مدیر یک مجموعه تجاری است یا درآمد قابل توجهی دارد. در موارد دیگر، با درخواست استعلام از مراجع مختلف، بخشی از اطلاعات مالی زوج روشن میشود.
بسیاری از زنان تصور میکنند اگر دسترسی مستقیم به اطلاعات مالی شوهر نداشته باشند، دیگر امکان اثبات استطاعت وجود ندارد. این هم برداشت درستی نیست. درست است که دسترسی به اطلاعات مالی اشخاص محدودیت قانونی دارد، اما در چارچوب پرونده قضایی، دادگاه میتواند در موارد لازم استعلامهایی از مراجع مربوط بگیرد. بنابراین اگر زن در دادخواست خود به طور مشخص توضیح دهد که شوهر مثلا مالک ملکی در فلان منطقه است، یا در شرکت مشخصی سهامدار است، یا در محل خاصی فعالیت اقتصادی دارد، این اطلاعات میتواند مبنایی برای بررسی و استعلام باشد. اشتباه رایج این است که زوجه صرفا مینویسد “خوانده وضعیت مالی خوبی دارد” بدون اینکه هیچ نشانه، مشخصات یا مصداقی ارائه کند. چنین ادعای کلی معمولا قدرت کافی ندارد. هرچه مصادیق دقیقتر و مستندتر باشد، امکان پیشرفت پرونده بیشتر میشود.
در تنظیم دادخواست مهریه عندالاستطاعه، شرح دعوا باید با دقت بیشتری نوشته شود. زن باید هم به وجود رابطه زوجیت و میزان مهریه استناد کند و هم توضیح دهد که زوج دارای توان مالی است و به رغم امکان پرداخت، از انجام تعهد خودداری میکند. مثلا اگر مرد مالک دو واحد آپارتمان، یک خودرو و دارای شغل پردرآمد باشد، باید این موارد بهطور مشخص در شرح دادخواست ذکر شود. حتی اگر زوجه تقاضای استعلام از ثبت اسناد، راهور، بانکها، یا مراجع مالی را دارد، بهتر است این موضوع بهصورت روشن در متن خواسته یا لایحه تکمیلی مطرح شود. در واقع در این نوع دعاوی، کیفیت نگارش دادخواست از حالت فرمی خارج میشود و به یک ابزار مهم برای هدایت دادگاه به سمت کشف واقعیت تبدیل میشود.
یک نمونه سناریوی بسیار کاربردی این است که مرد رسما چیزی به نام خود ندارد، اما عملا یک کسبوکار خانوادگی را اداره میکند، درآمد بالایی دارد و هزینههای زندگیاش با سطح مالی بالایی هماهنگ است. مثلا خودروی لوکس در اختیار دارد، سفرهای خارجی میرود، در خانهای گرانقیمت زندگی میکند و شهریه مدرسه خاص فرزندان را میپردازد، اما در دادگاه میگوید “هیچ چیز به نام من نیست.” در این وضعیت، اثبات استطاعت سختتر از حالتی است که ملک رسمی به نام او باشد، اما غیرممکن نیست. اگر زن بتواند نشان دهد که این سبک زندگی و گردش مالی با ادعای ناتوانی مطلق سازگار نیست، و اگر قرائن دیگری هم وجود داشته باشد که اموال عملا متعلق به اوست یا منافع مالی در اختیار او قرار دارد، این قرائن میتواند در ارزیابی دادگاه اثرگذار باشد. البته همیشه باید بین “حدس” و “دلیل” تفاوت گذاشت. قاضی بر اساس برداشت اجتماعی صرف تصمیم نمیگیرد؛ بلکه باید مستندات و قرائن قابل قبول ارائه شود.
سوال مهم دیگر این است که اگر شوهر بگوید “در آینده شاید وضعم خوب شود، ولی الان استطاعت ندارم”، تکلیف چیست؟ پاسخ این است که ملاک، استطاعت زمان رسیدگی و اجرای تعهد است، نه وعدههای نامعلوم آینده. اگر زن در حال حاضر نتواند توان مالی زوج را ثابت کند، ممکن است دعوای او در آن مقطع به نتیجه مطلوب نرسد یا فقط نسبت به بخش محدودی از مهریه موثر باشد. اما این به معنای از بین رفتن کامل حق نیست. اگر بعدا اموال یا درآمد زوج آشکار شود، زن میتواند مجددا برای حق خود اقدام کند. به همین دلیل در مهریه عندالاستطاعه، پیگیری مستمر و رصد وضعیت مالی زوج اهمیت دارد. برخی پروندهها در ابتدا نتیجه زیادی نمیدهند، اما بعد از مدتی و با شناسایی ملک، خودرو، ارث، یا فعالیت اقتصادی جدید زوج، شرایط به نفع زوجه تغییر میکند.
نکته بسیار مهم دیگر، تفاوت این نوع پرونده با اعسار در مهریه عندالمطالبه است. در مهریه عندالمطالبه، زن اصل طلب را مطالبه میکند و پس از آن، اگر مرد مدعی ناتوانی باشد، بار اثبات اعسار تا حد زیادی بر دوش اوست. اما در مهریه عندالاستطاعه، از ابتدا زوجه باید استطاعت مرد را نشان دهد. این تفاوت بار اثباتی، باعث میشود که استراتژی پرونده کاملا متفاوت باشد. بنابراین کسانی که بدون توجه به این تفاوت، متنهای عمومی دادخواست مهریه را کپی میکنند، معمولا پرونده را ضعیف پیش میبرند. در اینجا لحن و محتوای دادخواست باید نشان دهد که زوجه صرفا ادعای طلب ندارد، بلکه به شکل مشخص، دلایل توانایی پرداخت زوج را هم مطرح میکند.
در عمل، برخی زنان تصور میکنند اگر مهریه عندالاستطاعه باشد، دیگر امکان صدور تامین خواسته یا توقیف مال وجود ندارد. این موضوع به شرایط پرونده بستگی دارد و نباید بهصورت مطلق درباره آن نظر داد. اگر زن بتواند مال مشخصی از زوج را معرفی کند و اساس دعوا بهدرستی طرح شده باشد، امکان اقدامات تامینی در چارچوب مقررات ممکن است مطرح شود. اما چون اصل وصول مهریه وابسته به اثبات استطاعت است، طبیعی است که مرجع رسیدگی نسبت به ادله حساستر باشد. بنابراین معرفی دقیق اموال و مستند کردن توان مالی در اینجا اهمیت دوچندان دارد.
در مورد متن دادخواست، یک چارچوب کاربردی میتواند اینگونه باشد: “اینجانب به موجب سند رسمی نکاحیه شماره … مورخ … همسر دائم خوانده میباشم. مطابق مفاد عقدنامه، مهریه اینجانب عبارت است از … که به صورت عندالاستطاعه تعیین گردیده است. خوانده در حال حاضر دارای توانایی مالی و استطاعت پرداخت مهریه میباشد، لکن از ایفای تعهد قانونی خود امتناع مینماید. از جمله قرائن و مستندات دال بر استطاعت مالی خوانده عبارت است از … . لذا با استناد به سند نکاحیه و ادله پیوست، صدور حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مهریه به میزان مقدور و متناسب با استطاعت وی و اتخاذ تصمیم مقتضی نسبت به شناسایی اموال و استعلامات لازم مورد استدعاست.” روشن است که این فقط یک قالب عمومی است و باید با جزئیات واقعی پرونده تکمیل شود.
یک واقعیت مهم این است که در مهریه عندالاستطاعه، پروندههایی موفقتر هستند که زوجه از ابتدا نگاه مستندسازانه داشته باشد. یعنی به جای تکرار جملات کلی، فهرستی از شواهد و اطلاعات مالی زوج تهیه کند. برای مثال، اگر مرد در سالهای اخیر ملکی خریده، خودرو تعویض کرده، شرکت ثبت کرده، یا قراردادهای مالی قابل توجه داشته، اینها باید بهموقع در پرونده منعکس شود. حتی جزئیات به ظاهر ساده مانند نشانی محل کسب، نوع فعالیت اقتصادی، نام شرکا، پلاک خودرو مورد استفاده یا محل سکونت واقعی میتواند در تکمیل تصویر مالی زوج موثر باشد.
در نهایت، پاسخ کوتاه و صریح این است که بله، مهریه عندالاستطاعه هم قابل مطالبه است، اما نه با همان منطق ساده مهریه عندالمطالبه. در اینجا زن باید به جای اتکا صرف به عقدنامه، بر اثبات استطاعت مالی مرد تمرکز کند. هرچه مستندات او درباره اموال، درآمد، منافع مالی و سبک زندگی زوج قویتر باشد، شانس موفقیت دعوا بیشتر است. اگر شوهر ادعا کند مالی ندارد، این ادعا پایان راه نیست؛ بلکه شروع مرحله اثبات، استعلام، بررسی قرائن و کشف وضعیت مالی واقعی اوست. در چنین پروندههایی، دقت در تنظیم دادخواست، انتخاب سناریوی درست، ذکر جزئیات واقعی و پیگیری مستمر، نقش اساسی در رسیدن به نتیجه دارد. بنابراین اگر مهریه شما عندالاستطاعه است، مهمترین کار این است که قبل از هر اقدامی، تصویری روشن از توان مالی همسرتان تهیه کنید و سپس دادخواست را بر پایه همان اطلاعات، دقیق و هدفمند مطرح کنید.
مجله اینترنتی برترین بلاگ پورتال خبری و سبک زندگی
