دادخواست مهریه از شوهر بیکار چگونه نتیجه می‌دهد؟ وقتی زوج شغل ثابت ندارد

پرسش: اگر شوهر شغل ثابت نداشته باشد یا بیکار باشد، آیا زن باز هم می‌تواند دادخواست مهریه بدهد؟ در این شرایط اگر مرد بگوید درآمدی ندارد و توان پرداخت ندارد، تکلیف چیست؟ آیا بیکار بودن به این معناست که مهریه قابل وصول نیست، و در سناریوهای واقعی بهترین راه مطالبه مهریه از شوهر بیکار چیست؟

پاسخ: بله، حتی اگر شوهر بیکار باشد یا شغل ثابتی نداشته باشد، زن همچنان حق دارد مهریه خود را مطالبه کند و بیکار بودن مرد به‌خودی‌خود باعث از بین رفتن دین مهریه نمی‌شود. یکی از رایج‌ترین سوءبرداشت‌ها در پرونده‌های خانوادگی این است که بعضی از مردان یا حتی اطرافیان آنها تصور می‌کنند اگر زوج شغل رسمی نداشته باشد، دیگر تکلیف پرداخت مهریه هم عملا منتفی است. در حالی که از نظر حقوقی، مهریه یک دین است و مانند هر بدهی دیگر، با بیکار شدن بدهکار از بین نمی‌رود. آنچه ممکن است تغییر کند، شیوه وصول، زمان‌بندی اجرا، ارزیابی توان مالی و گاهی نحوه تقسیط آن است، نه اصل حق زن. بنابراین در چنین پرونده‌هایی، باید بین “وجود دین” و “نحوه اجرای آن” تفاوت قائل شد.

برای فهم بهتر موضوع، باید از یک اصل ساده شروع کنیم: به محض وقوع عقد نکاح، مهریه بر ذمه شوهر قرار می‌گیرد. یعنی زن از همان زمان مالک مهریه می‌شود و در اصل، حق مطالبه آن را دارد. حالا اگر سال‌ها بعد اختلافی پیش بیاید و مرد در آن زمان شغل نداشته باشد، این وضعیت جدید فقط ممکن است در نحوه پرداخت اثر بگذارد، نه در اصل بدهی. درست مانند کسی که بابت یک قرارداد مالی بدهکار است؛ اگر بعدا کارش را از دست بدهد، بدهی او از بین نمی‌رود. در پرونده مهریه نیز همین منطق جاری است. پس پاسخ کوتاه به پرسش اصلی این است که بله، زن می‌تواند علیه شوهر بیکار دادخواست مهریه بدهد و این دادخواست از نظر حقوقی قابل رسیدگی است.

img 41483314

اما آنچه پرونده را پیچیده می‌کند، مرحله بعد از طرح دعواست. در بسیاری از موارد، مرد بیکار در پاسخ به مطالبه مهریه می‌گوید “من کار ندارم، درآمد ندارم، مالی ندارم و قادر به پرداخت نیستم.” در اینجا خیلی مهم است که بدانیم نداشتن شغل رسمی، لزوما به معنای نداشتن دارایی یا ناتوانی مطلق مالی نیست. در دنیای واقعی، افراد زیادی هستند که استخدام رسمی ندارند، اما صاحب ملک، خودرو، سرمایه، حساب بانکی، شراکت تجاری، منافع حاصل از اجاره، فعالیت آزاد یا درآمدهای غیررسمی هستند. بنابراین اولین اشتباه زوجه این است که صرف شنیدن واژه “بیکار” از ادامه پیگیری ناامید شود. در مقابل، اولین اشتباه مرد هم این است که تصور کند با ادعای بیکاری، راه مطالبه مهریه بسته می‌شود. (بخوانید : دادخواست مهریه از شوهر مقیم خارج از کشور (همسر خارج‌نشین))

یک سناریوی واقعی و بسیار رایج را در نظر بگیرید. زنی پس از چند سال زندگی مشترک تصمیم می‌گیرد مهریه‌اش را مطالبه کند. شوهر او ظاهرا بیکار است، بیمه ندارد، فیش حقوقی ندارد و در هیچ اداره‌ای استخدام نیست. اما در عمل، با خودروی شخصی کار می‌کند، گاهی در خرید و فروش کالا فعال است، با برادرش در یک مغازه همکاری دارد، یا از اجاره یک ملک قدیمی که از پدرش به او رسیده درآمد دریافت می‌کند. در چنین وضعی، اگر زن فقط به نداشتن قرارداد کار یا حقوق ماهانه رسمی نگاه کند، ممکن است نتیجه بگیرد که کاری از دستش برنمی‌آید. اما اگر دقیق‌تر بررسی کند، می‌بیند که وضعیت مالی زوج بسیار فراتر از یک “بیکار مطلق” است. در نتیجه، موفقیت در این نوع پرونده‌ها تا حد زیادی به شناسایی واقعیت اقتصادی مرد بستگی دارد، نه صرف عنوان ظاهری شغل او.

در عمل، زن برای طرح دادخواست مهریه از شوهر بیکار، ابتدا به همان مدارک پایه نیاز دارد: سند ازدواج یا رونوشت رسمی آن، مشخصات طرفین، میزان مهریه و اطلاعات مربوط به زندگی مشترک در حدی که برای پرونده لازم است. اما چون در این نوع پرونده معمولا مسئله اصلی در مرحله اجرا یا اعسار بروز می‌کند، بهتر است زوجه از همان ابتدا هر اطلاعاتی درباره دارایی‌ها یا منابع مالی احتمالی شوهر دارد جمع‌آوری کند. این اطلاعات می‌تواند شامل مشخصات املاک، خودرو، محل فعالیت، حساب‌های بانکی شناخته‌شده، طلب‌های او از دیگران، شراکت‌های تجاری، منافع ناشی از اجاره، یا حتی سبک زندگی و هزینه‌های واقعی مرد باشد. بسیاری از مردان ظاهرا بیکار، عملا گردش مالی قابل توجهی دارند که فقط در قالب استخدام رسمی دیده نمی‌شود.

باید توجه داشت که بیکاری در پرونده مهریه بیشتر در دو بخش اهمیت پیدا می‌کند: یکی در مرحله شناسایی اموال و دیگری در مرحله رسیدگی به ادعای اعسار یا تقسیط. اگر زن مالی از شوهر معرفی کند، مثلا بگوید او مالک یک آپارتمان، یک خودرو یا سهمی در یک مغازه است، دیگر بیکار بودن او اهمیت کمتری پیدا می‌کند، زیرا دین می‌تواند از محل آن اموال اجرا شود. اما اگر مال مشخصی وجود نداشته باشد، معمولا مرد به ناتوانی مالی استناد می‌کند. در اینجاست که دادگاه باید بررسی کند آیا واقعا او معسر است یا فقط شغل رسمی ندارد اما از طرق دیگر توانایی پرداخت دارد. این تفاوت بسیار مهم است.

یکی از سناریوهای پرکاربرد این است که شوهر سال‌ها به‌صورت آزاد کار کرده، اما هیچ سابقه بیمه یا قرارداد رسمی ندارد. مثلا در حوزه ساخت‌وساز، خرید و فروش خودرو، واسطه‌گری، خدمات فنی، یا تجارت غیرثبتی فعالیت می‌کند. در این شرایط، او در دادگاه ممکن است بگوید “من بیکارم”، چون سند استخدامی ندارد. اما اگر زن بتواند نشان دهد که او عملا مشغول کسب درآمد است، این ادعا تضعیف می‌شود. برای مثال، اگر او دائما در حال معامله باشد، از مشتریان پول بگیرد، در بازار شناخته شده باشد، یا زندگی روزمره‌اش با ادعای ناتوانی شدید ناسازگار باشد، این موارد می‌تواند به عنوان قرینه مطرح شود. البته قرینه جای دلیل را کاملا پر نمی‌کند، اما در کنار سایر شواهد می‌تواند در ارزیابی واقعیت موثر باشد.

در مقابل، باید منصفانه گفت که گاهی مرد واقعا بیکار و بی‌درآمد است. مثلا بیماری سخت دارد، شغلش را از دست داده، بدهی‌های متعدد دارد و هیچ مال قابل توجهی هم به نام او نیست. در چنین حالتی، زن باز هم حق مطالبه مهریه را دارد، اما ممکن است وصول فوری و کامل آن امکان‌پذیر نباشد. اینجا تفاوت مهمی میان “گرفتن حکم” و “وصول عملی” وجود دارد. زن می‌تواند طلب خود را رسمی و قانونی تثبیت کند، اما اجرای آن ممکن است به آینده، شناسایی مال جدید، یا تعیین اقساط وابسته شود. بنابراین طرح دعوا در این موارد هم بی‌فایده نیست، چون حق مالی زن را تثبیت می‌کند و این حق می‌تواند در آینده نسبت به اموال احتمالی زوج اجرا شود.

از نظر حقوقی، اگر مرد پس از مطالبه مهریه ادعا کند که توان پرداخت ندارد، موضوع اعسار یا تقسیط مطرح می‌شود. در چنین وضعی، مرجع رسیدگی باید شرایط واقعی مالی او را بسنجد. بیکار بودن می‌تواند یکی از عوامل بررسی باشد، اما تنها عامل نیست. مثلا ممکن است فردی شغل نداشته باشد ولی مالک یک قطعه زمین باشد. یا برعکس، شاغل باشد اما درآمدش آن‌قدر ناچیز باشد که امکان پرداخت یکجای مهریه را نداشته باشد. به همین دلیل، در پرونده‌های مهریه، تمرکز صرف بر عنوان “بیکار” یا “شاغل” گمراه‌کننده است. آنچه اهمیت دارد، مجموعه وضعیت اقتصادی زوج است.

بسیاری از زنان می‌پرسند اگر شوهر بیکار باشد، آیا دادخواست مهریه از ابتدا بی‌نتیجه است؟ پاسخ منفی است. حتی در پرونده‌ای که مرد فعلا مالی ندارد، ثبت مطالبه و اقدام قانونی مزایای مهمی دارد. نخست اینکه مرد نمی‌تواند بعدا ادعا کند زوجه هیچ‌گاه مطالبه‌ای نداشته یا موضوع را رها کرده است. دوم اینکه اگر بعدا مالی به دست آورد، مانند ارث، خرید ملک، افتتاح کسب‌وکار، دریافت طلب یا اشتغال جدید، امکان پیگیری بر اساس همان حق وجود خواهد داشت. سوم اینکه در بسیاری از موارد، صرف طرح دعوا باعث می‌شود واقعیت مالی مرد روشن‌تر شود و ادعاهای ظاهری او با دقت بیشتری بررسی گردد. گاهی کسی که خود را کاملا بیکار معرفی می‌کند، پس از ورود رسمی پرونده، دارایی‌ها و فعالیت‌های مالی‌اش آشکار می‌شود.

از حیث تنظیم دادخواست، بهتر است خواسته اصلی به‌صورت روشن مطالبه مهریه مندرج در سند نکاحیه باشد. اگر زوجه اطلاعاتی از دارایی‌های زوج دارد، خوب است در شرح دادخواست یا لایحه جداگانه به آن اشاره کند. اگر هم فعلا مال مشخصی نمی‌شناسد، باز هم می‌تواند دادخواست را مطرح کند و در ادامه برای شناسایی اموال و بررسی وضعیت مالی او اقدام کند. در برخی پرونده‌ها، دقت در شرح ماوقع نقش مهمی دارد. مثلا اگر مرد مدتی است بیکار شده ولی پیش‌تر اموالی خریده، یا با وجود نداشتن شغل رسمی هزینه‌های بالایی دارد، این موارد باید هدفمند و مستند در پرونده منعکس شود.

یک قالب ساده و کاربردی برای شرح دادخواست می‌تواند چنین باشد: “اینجانب به موجب سند رسمی نکاحیه شماره … مورخ … همسر دائم خوانده می‌باشم. مطابق مفاد عقدنامه، مهریه اینجانب عبارت است از … . با وجود مطالبه مکرر، خوانده از پرداخت مهریه امتناع نموده است. هرچند نامبرده مدعی بیکاری و نداشتن شغل ثابت می‌باشد، لیکن این وضعیت رافع دین قانونی ناشی از مهریه نیست و حسب اطلاعات موجود، مشارالیه دارای اموال/منافع/توان مالی از جمله … می‌باشد یا وضعیت مالی وی نیازمند بررسی و استعلام است. لذا صدور حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مهریه و اتخاذ تصمیم مقتضی نسبت به شناسایی و اجرای آن مورد استدعاست.” بدیهی است این فقط یک الگوی کلی است و بسته به شرایط پرونده باید دقیق‌تر تنظیم شود.

یکی از موضوعات مهم در سناریوهای واقعی، نقش خانواده مرد است. خیلی وقت‌ها شوهر بیکار است، اما در خانه پدری زندگی می‌کند، از کسب‌وکار خانوادگی استفاده می‌کند، یا درآمدهایش به نام دیگران ثبت می‌شود. این وضعیت ممکن است زوجه را به اشتباه بیندازد که می‌تواند مستقیما از خانواده شوهر مطالبه مهریه کند. در حالت عادی چنین چیزی درست نیست؛ بدهکار مهریه خود زوج است. اما اگر زن بتواند نشان دهد مالی که در ظاهر به نام دیگری است در واقع متعلق به شوهر است، یا منافع مالی مشخصی متعلق به اوست، آن بحث جداگانه‌ای خواهد بود. بنابراین باید بین “تمکن خانواده شوهر” و “دارایی واقعی خود شوهر” تفاوت گذاشت.

سناریوی دیگری که زیاد رخ می‌دهد، مربوط به مردی است که عمدا شغل رسمی برای خود ایجاد نمی‌کند تا در پرونده مهریه به‌ظاهر بی‌درآمد جلوه کند. مثلا سال‌ها در بازار فعال است، اما هیچ‌جا به نام خودش ثبت رسمی ندارد. در این موارد، دقت در جمع‌آوری قرائن اهمیت زیادی پیدا می‌کند. نشانی محل فعالیت، شهادت مطلعان، نوع معاملات، حساب‌های مورد استفاده، پیام‌ها، قراردادهای عادی یا حتی نحوه اداره زندگی می‌تواند تصویر واقعی‌تری از وضعیت او ارائه دهد. البته همه این موارد باید در چهارچوب قانونی و با دقت مطرح شود، چون پرونده مهریه محل ادعاهای مبهم و بدون پشتوانه نیست.

از سوی دیگر، اگر مرد واقعا در مضیقه مالی باشد، احتمال تقسیط مهریه مطرح می‌شود. این موضوع برای بعضی از زنان ناامیدکننده است، اما باید توجه داشت که تقسیط به معنای نابودی حق نیست. گاهی گرفتن یک تصمیم اجرایی قابل وصول، بهتر از داشتن یک مطالبه سنگین و غیرقابل اجراست. در برخی پرونده‌ها، زن پس از بررسی واقعی وضعیت مالی مرد، ترجیح می‌دهد به‌جای پافشاری بر وصول یکجای کل مهریه، بر اخذ حکم، شناسایی اموال موجود و تعیین سازوکاری قابل اجرا تمرکز کند. این نگاه عملی در بسیاری از پرونده‌های واقعی نتیجه بهتری می‌دهد.

در نهایت باید گفت که دادخواست مهریه علیه شوهر بیکار، هم از نظر قانونی ممکن است و هم در بسیاری از موارد کاملا قابل نتیجه‌گیری است، اما نتیجه آن به شیوه پیگیری پرونده بستگی زیادی دارد. زن نباید صرف عنوان “بیکار” از حق خود منصرف شود. مهم این است که بداند بیکاری با بی‌دارایی یکی نیست، و نداشتن شغل ثابت همواره به معنای ناتوانی کامل مالی نیست. حتی اگر مرد در حال حاضر درآمد روشنی نداشته باشد، اصل دین مهریه باقی است و می‌توان آن را تثبیت و در آینده پیگیری کرد. بهترین راه در این نوع پرونده‌ها آن است که زوجه با دید واقع‌بینانه، هم سند و حق خود را مبنا قرار دهد و هم تا حد امکان وضعیت مالی واقعی زوج را شناسایی کند. در بسیاری از سناریوهای واقعی، همین دقت باعث می‌شود پرونده‌ای که در ابتدا بی‌نتیجه به نظر می‌رسد، در عمل به وصول بخشی یا تمام مهریه منتهی شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *