پرسش: اگر شوهر در خارج از کشور زندگی کند، آیا زن در ایران میتواند دادخواست مهریه بدهد؟ در این شرایط ابلاغ دادخواست چگونه انجام میشود، اگر مرد در ایران مال داشته باشد چه باید کرد، اگر هیچ مالی به نام او پیدا نشود تکلیف چیست، و در سناریوهای واقعی بهترین روش برای مطالبه مهریه از شوهر مقیم خارج از کشور کدام است؟
پاسخ: بله، اگر شوهر در خارج از کشور زندگی کند، زن همچنان میتواند مهریه خود را در ایران مطالبه کند و خارجنشین بودن زوج بهخودیخود باعث از بین رفتن حق زوجه یا غیرقابل طرح شدن دعوا نمیشود. این یکی از موضوعاتی است که در سالهای اخیر با افزایش مهاجرت، ازدواجهای بینالمللیتر و اقامت طولانیمدت برخی زوجها در خارج از ایران، بسیار پرکاربرد شده است. خیلی از زنان وقتی اختلاف خانوادگی با همسرشان بالا میگیرد و مرد کشور را ترک کرده یا سالهاست در خارج زندگی میکند، تصور میکنند دیگر امکان گرفتن مهریه وجود ندارد یا باید حتما در کشور محل اقامت شوهر اقدام کنند. در حالی که اگر عقد رسمی در ایران ثبت شده باشد و مهریه در سند نکاحیه مشخص باشد، اصل حق مطالبه در بسیاری از موارد از طریق مراجع ایرانی قابل پیگیری است. آنچه این پروندهها را پیچیده میکند، نه اصل حق زن، بلکه موضوعاتی مثل ابلاغ، شناسایی اموال، اجرای حکم و نحوه دسترسی به داراییهای زوج است.
برای شروع باید یک اصل مهم را روشن کنیم: مهریه دینی است که به محض وقوع عقد بر ذمه شوهر قرار میگیرد. بنابراین اگر نکاح رسمی واقع شده و مهریه در عقدنامه درج شده باشد، زن از همان زمان مالک مهریه است. حالا اگر شوهر بعدا به کانادا، آلمان، ترکیه، امارات، استرالیا یا هر کشور دیگری مهاجرت کرده باشد، اصل این بدهی از بین نمیرود. اشتباه رایج این است که بعضی از مردان با تکیه بر فاصله جغرافیایی یا تفاوت نظامهای حقوقی، گمان میکنند مطالبه مهریه دیگر عملا غیرممکن شده است. این تصور همیشه درست نیست. در بسیاری از موارد، اگر زن مسیر درست را انتخاب کند و همزمان روی شناسایی اموال داخلی یا امکان پیگیری قضایی متمرکز شود، میتواند به نتیجه برسد.
یک سناریوی واقعی و بسیار شایع را در نظر بگیرید. زنی در ایران با مردی ازدواج کرده، عقد رسمی در دفترخانه ایرانی ثبت شده و مهریه مثلا 300 سکه تعیین شده است. مرد چند سال بعد برای کار یا تحصیل به خارج رفته، ابتدا روابط عادی بوده، اما بهتدریج اختلافات شدید شده و مرد دیگر حاضر به پرداخت نفقه، بازگشت به زندگی یا تعیین تکلیف وضعیت زوجیت نیست. زن هم تصمیم میگیرد مهریهاش را مطالبه کند. در اینجا اولین سوال این است که آیا او باید در همان کشور محل اقامت شوهر دعوا طرح کند یا میتواند در ایران اقدام کند؟ در بسیاری از موارد، چون سند نکاحیه رسمی ایرانی وجود دارد و دعوا مرتبط با حق مالی ناشی از آن است، امکان طرح دعوا در ایران وجود دارد. اما برای موفقیت عملی، باید جزئیات پرونده مثل محل ثبت عقد، اقامتگاه سابق زوج، داشتن یا نداشتن اموال در ایران، و وضعیت دسترسی به نشانی او در خارج بهدقت بررسی شود. (بخوانید : آیا پس از بخشیدن مهریه (ابراء ذمه) میتوان آن را پس گرفت؟)
موضوع مهم بعدی، ابلاغ است. در پروندهای که خوانده در خارج از کشور زندگی میکند، ابلاغ اوراق قضایی معمولا مانند یک پرونده داخلی ساده نیست. اگر نشانی دقیق او در خارج از کشور مشخص باشد، این نشانی میتواند برای انجام تشریفات مربوط به ابلاغ بسیار مهم باشد. بسیاری از زنان فقط میدانند شوهرشان “خارج رفته” اما کشور، شهر، آدرس یا حتی محل کار دقیق او را نمیدانند. هرچه اطلاعات بیشتری از محل اقامت یا کار او وجود داشته باشد، روند پرونده منظمتر میشود. گاهی نشانی منزل، محل اشتغال، دانشگاه، شماره تماس، ایمیل یا سایر راههای شناسایی غیرمستقیم نیز به وکیل یا خود زوجه کمک میکند تا اطلاعات پرونده کاملتر شود. بنابراین یکی از مهمترین توصیههای عملی در این نوع پروندهها این است که زن هر اطلاعاتی درباره وضعیت اقامت شوهر در خارج دارد، حفظ و مستند کند.
اما سوال بسیار مهمتر این است که اگر شوهر در ایران مال داشته باشد، آیا میتوان همان اموال را بابت مهریه توقیف کرد؟ پاسخ در بسیاری از موارد مثبت است و این دقیقا نقطهای است که بسیاری از پروندهها در آن به نتیجه میرسند. اگر مرد پیش از مهاجرت یا در زمان اقامت خارج، در ایران صاحب ملک، خودرو، حساب بانکی، سهام، سهمالشرکه، طلب، سرقفلی یا هر مال قابل شناسایی دیگری باشد، زن میتواند پس از شروع مطالبه مهریه برای توقیف آن اموال اقدام کند. در واقع، در پرونده مهریه علیه شوهر مقیم خارج، مهمترین مزیت برای زوجه این است که زوج هنوز در ایران ریشه مالی داشته باشد. حتی اگر خودش در ایران حضور نداشته باشد، وجود دارایی داخلی میتواند مسیر وصول را بسیار عملیتر کند.
برای مثال، مردی سالهاست در استرالیا زندگی میکند، اما یک آپارتمان به نام خودش در تهران، یک قطعه زمین در شمال و یک حساب بانکی فعال در ایران دارد. در چنین وضعی، زن نباید تمرکز اصلی خود را صرفا بر این بگذارد که شوهر در خارج است و دسترسی مستقیم به او دشوار است، بلکه باید بر شناسایی، معرفی و توقیف اموال داخلی او تمرکز کند. تجربه بسیاری از پروندههای واقعی نشان داده که وقتی زوج خارجنشین در ایران مال قابل توجه دارد، امکان پیشبرد مطالبه مهریه بهمراتب بالاتر است.
در مقابل، اگر مرد در ایران مالی به نام خود نداشته باشد، پرونده سختتر میشود اما بینتیجه نیست. در این حالت باید میان “صدور حکم یا تثبیت حق” و “وصول عملی و سریع” تفاوت گذاشت. ممکن است زن بتواند حکم یا تصمیم لازم را در خصوص مهریه بگیرد، اما اجرای آن به دلیل نبود مال داخلی یا دشواری دسترسی به دارایی خارجی زوج با موانع بیشتری همراه باشد. با این حال، طرح دعوا همچنان اهمیت دارد، چون حق زن را رسمی و روشن میکند و اگر بعدا مالی در ایران به نام مرد شناسایی شود، یا او وارد ایران شود، یا بخشی از داراییهایش قابل دسترس گردد، این حق میتواند مبنای اقدامات بعدی باشد.
یکی از سناریوهای پرکاربرد این است که مرد در خارج زندگی میکند اما خانوادهاش در ایران هستند و بعضی اموال عملا در اختیار آنهاست. در اینجا باید دقت زیادی داشت. زن نمیتواند فقط به دلیل اینکه خانواده شوهر در ایران متمکن هستند، مستقیما از آنها مهریه بخواهد. بدهکار مهریه خود زوج است، نه پدر یا مادر یا برادر او. اما اگر مالی که ظاهرا در اختیار دیگران است در واقع متعلق به خود زوج باشد، یا نقل و انتقالات مشکوکی برای فرار از پرداخت مهریه صورت گرفته باشد، آن موضوع میتواند جداگانه محل پیگیری باشد. بنابراین باید بین “تمکن اطرافیان” و “دارایی واقعی شوهر” فرق گذاشت.
نکته مهم دیگر این است که در پرونده شوهر مقیم خارج، زمان اقدام اهمیت زیادی دارد. برخی زنان سالها صبر میکنند به امید اینکه همسرشان برگردد، توافق کند یا شرایط بهتر شود. اما در این فاصله ممکن است شوهر اموالش را منتقل کند، حسابهایش را جابهجا کند یا دسترسی به اطلاعات او دشوارتر شود. اقدام زودتر، بهویژه زمانی که هنوز اموال داخلی یا نشانیهای قابل استناد وجود دارد، معمولا مفیدتر است. هر روز تاخیر میتواند پرونده را پیچیدهتر کند، بهخصوص اگر مرد از اختلافات مطلع باشد و برای پنهان کردن داراییها برنامهریزی کند.
از نظر مدارک، زن در این نوع دادخواست قبل از هر چیز به عقدنامه رسمی یا رونوشت آن نیاز دارد. سپس هر سند یا اطلاعاتی که محل اقامت شوهر در خارج را نشان دهد، مفید است؛ مانند آدرس، شماره تلفن، تصویر اقامت، مدارک سفر، قرارداد کاری، اطلاعات دانشگاه، پروفایلهای رسمی یا هر مدرکی که حضور او را در کشور مشخصی تایید کند. همچنین اگر زن از اموال زوج در ایران اطلاع دارد، باید مشخصات آن اموال را هم تا حد امکان دقیق جمعآوری کند؛ مثلا پلاک ثبتی ملک، شماره پلاک خودرو، نام شرکت، بانک مربوط، نشانی مغازه یا هر اطلاعات دیگری که شناسایی مال را تسهیل کند. در بسیاری از پروندهها، تفاوت میان یک دعوای موثر و یک دعوای فرسایشی دقیقا در همین جزئیات نهفته است.
از حیث تنظیم دادخواست، خواسته اصلی همان مطالبه مهریه مندرج در سند نکاحیه است. اما در شرح دادخواست باید بهروشنی توضیح داده شود که خوانده در خارج از کشور اقامت دارد و با وجود مطالبه زوجه، از پرداخت مهریه امتناع کرده است. اگر اموال شناختهشدهای در ایران دارد، بهتر است در متن یا لایحه تکمیلی به آنها اشاره شود و در صورت لزوم درخواست اقدامات تامینی یا توقیفی نسبت به آن اموال مطرح شود. اگر نشانی دقیق او در خارج مشخص است، ذکر آن برای انجام ابلاغ اهمیت زیادی دارد. هرچه متن دادخواست از حالت کلی و مبهم فاصله بگیرد و اطلاعات واقعیتری ارائه دهد، پرونده بهتر پیش میرود.
یک نمونه کاربردی از شرح دادخواست میتواند چنین باشد: “اینجانب به موجب سند رسمی نکاحیه شماره … مورخ … همسر دائم خوانده میباشم. بر اساس مفاد سند نکاحیه، مهریه اینجانب عبارت است از … . خوانده مدتی است در کشور … اقامت دارد و با وجود مراجعات و مطالبه مکرر، از پرداخت مهریه قانونی اینجانب خودداری نموده است. نامبرده حسب اطلاعات موجود دارای اموال/حقوق مالی در ایران از جمله … میباشد. لذا با استناد به سند رسمی نکاحیه، صدور حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مهریه و اتخاذ تصمیم مقتضی نسبت به ابلاغ قانونی و شناسایی و توقیف اموال وی مورد استدعاست.” روشن است که این فقط یک چارچوب کلی است و باید متناسب با شرایط واقعی هر پرونده تکمیل شود.
یک مشکل متداول در این پروندهها آن است که مرد خارجنشین ادعا میکند چون درآمدش در کشور دیگری است، زن در ایران نمیتواند کاری انجام دهد. این حرف همیشه دقیق نیست. درست است که اجرای مستقیم نسبت به اموال خارج از کشور پیچیدگیهای خاص خود را دارد و به مسائل دیگری هم وابسته میشود، اما اگر دعوا در ایران بهدرستی طرح شده باشد و زوج در ایران اموال یا منافع مالی داشته باشد، همان داراییها میتواند محل اجرای مهریه باشد. حتی در مواردی که فعلا مال داخلی مشخصی نیست، داشتن رای یا تصمیم قضایی میتواند در مراحل بعدی اهمیت پیدا کند. بنابراین نباید پرونده را فقط با معیار “آیا الان به حساب خارجی او دسترسی هست یا نه” سنجید.
سناریوی دیگری که زیاد دیده میشود، مربوط به مردی است که در خارج زندگی میکند اما گهگاه به ایران رفتوآمد دارد، برای دیدار خانواده، کارهای اداری، تمدید اسناد یا رسیدگی به ملک و داراییهایش. در چنین مواردی، پیگیری رسمی و ثبت مطالبه مهریه اهمیت بیشتری پیدا میکند، چون ممکن است حضورهای مقطعی او در ایران از نظر اجرایی پرونده را وارد مرحله جدیتری کند. زنانی که در چنین شرایطی سالها دست نگه میدارند، گاهی فرصتهای مهم عملی را از دست میدهند.
بعضی از زنان میپرسند اگر شوهر از ابتدا در خارج بوده و زندگی مشترک عملا شکل جدی نگرفته، باز هم میتوان مهریه را مطالبه کرد؟ پاسخ در اصل، بله است؛ چون مهریه وابسته به ثبت و تحقق عقد است، نه لزوما مدت طولانی زندگی مشترک. البته در هر پرونده ممکن است مسائل دیگری هم وجود داشته باشد، اما اصل دین مهریه از این جهت باقی است. به همین دلیل، خارج بودن زوج از کشور نباید باعث شود زن تصور کند چون زندگی مشترک کامل شکل نگرفته یا مرد دسترسپذیر نیست، دیگر حق مهریه نیز عملا از بین رفته است.
در عمل، پرونده مهریه علیه شوهر مقیم خارج از کشور بیش از هر چیز نیازمند نگاه استراتژیک است. یعنی زوجه باید از خود بپرسد: آیا نشانی دقیق او را دارم؟ آیا در ایران مال، حساب، ملک یا منافع مالی دارد؟ آیا نقل و انتقال مشکوکی انجام داده؟ آیا به ایران رفتوآمد میکند؟ آیا مدارک کافی برای تکمیل پرونده در دسترس است؟ پاسخ به این سوالها، مسیر عملی دعوا را تعیین میکند. کسانی که بدون جمعآوری این اطلاعات وارد پرونده میشوند، معمولا در میانه راه با دشواری بیشتری روبهرو میشوند.
در نهایت، باید گفت که مطالبه مهریه از شوهر مقیم خارج از کشور کاملا ممکن است، اما این نوع پرونده از آن دسته دعاوی است که دقت، سرعت و مستندسازی در آن نقش تعیینکننده دارد. خارج بودن زوج نه دین مهریه را از بین میبرد و نه حق زن را ساقط میکند. آنچه اهمیت دارد این است که زوجه از همان ابتدا روی دو محور اصلی تمرکز کند: نخست، تکمیل اطلاعات مربوط به محل اقامت و هویت فعلی زوج برای ابلاغ و پیگیری قانونی؛ دوم، شناسایی اموال و منافع مالی او بهویژه در ایران. اگر این دو محور بهدرستی دنبال شود، حتی پروندهای که در ظاهر به دلیل مهاجرت شوهر پیچیده و دور از دسترس به نظر میرسد، میتواند به نتیجه عملی و موثر برسد. بنابراین اگر با شوهر خارجنشین روبهرو هستید، مهمترین کار این نیست که نگران فاصله جغرافیایی باشید؛ مهمترین کار این است که حق خود را با دادخواست دقیق، اطلاعات کامل و تمرکز بر داراییهای قابل دسترس، بهصورت جدی و اصولی پیگیری کنید.
مجله اینترنتی برترین بلاگ پورتال خبری و سبک زندگی
