دادخواست مهریه از شوهر مفقودالاثر یا متواری

پرسش: اگر شوهر خانه را ترک کرده باشد، نشانی دقیقی از او در دست نباشد یا عمداً خود را پنهان کند، آیا زن باز هم می‌تواند مهریه‌اش را مطالبه کند؟ در چنین شرایطی دادخواست مهریه علیه چه کسی مطرح می‌شود؟ اگر شوهر متواری باشد و ابلاغ اوراق قضایی به او ممکن نباشد، تکلیف پرونده چه می‌شود؟ آیا بدون حضور شوهر هم می‌توان حکم مهریه گرفت و اموال او را توقیف کرد؟

پاسخ: بله، حتی اگر شوهر مفقودالاثر، متواری یا عمداً دور از دسترس باشد، اصل حق زن برای مطالبه مهریه از بین نمی‌رود. یکی از نگرانی‌های رایج زنان در این وضعیت این است که تصور می‌کنند چون شوهر پیدا نمی‌شود یا محل اقامت او روشن نیست، دیگر امکان طرح دعوای مهریه وجود ندارد. این تصور از نظر حقوقی درست نیست. مهریه یک دین است و فرار، پنهان شدن، تغییر محل زندگی یا حتی قطع کامل ارتباط، باعث سقوط این دین نمی‌شود. در واقع قانون برای این وضعیت نیز راهکارهایی پیش‌بینی کرده و اگر زن با دقت حقوقی عمل کند، می‌تواند حتی بدون حضور مستقیم شوهر نیز روند مطالبه مهریه را آغاز و در مواردی تا مرحله توقیف اموال ادامه دهد.

اول باید بین چند وضعیت تفاوت قائل شویم. گاهی شوهر واقعاً مفقودالاثر است، یعنی خانواده و اطرافیان هم از محل او بی‌خبرند. گاهی شوهر متواری است، یعنی زن می‌داند او عمداً خود را مخفی کرده تا از پرداخت مهریه، نفقه یا سایر تعهدات فرار کند. گاهی هم نشانی رسمی او در عقدنامه یا مدارک وجود دارد، اما در عمل در آن محل سکونت ندارد و ابلاغ‌ها به دستش نمی‌رسد. هر کدام از این حالت‌ها در نحوه پیگیری پرونده اثر می‌گذارد، اما نکته مشترک این است که هیچ‌کدام مانع طرح اصل دعوای مطالبه مهریه نیستند.

img 60854396

در بسیاری از این پرونده‌ها، زن مدت‌ها منتظر می‌ماند چون فکر می‌کند اول باید شوهر را پیدا کند و بعد تازه سراغ مهریه برود. این انتظار اغلب به ضرر زن تمام می‌شود. چون در همین فاصله، ممکن است اموال شوهر جابه‌جا شود، حساب‌های بانکی خالی شود، یا اشخاص دیگر اموالی را که در عمل متعلق به اوست از دسترس خارج کنند. بنابراین در پرونده شوهر متواری یا بی‌نشانی، اصل طلایی این است که مطالبه مهریه را به پیدا شدن شخص شوهر گره نزنید. اگر سند ازدواج وجود دارد و هویت زوج روشن است، اصل حق قابل پیگیری است. (بخوانید : دادخواست مهریه از شوهر معتاد؛ آیا اعتیاد شوهر مانع وصول مهریه می‌شود؟)

اولین گام، تنظیم دادخواست یا شروع عملیات مطالبه مهریه از مسیر مناسب است. اگر مهریه در سند رسمی نکاحیه درج شده باشد، در بسیاری از موارد می‌توان از طریق اجرای ثبت نیز اقدام کرد، چون عقدنامه رسمی از اسناد لازم‌الاجرا محسوب می‌شود. مزیت این مسیر آن است که اگر مال مشخصی از شوهر سراغ داشته باشید، می‌توانید سریع‌تر سراغ توقیف بروید. اما اگر وضعیت شوهر مبهم است، نشانی ندارد، یا لازم است رسیدگی قضایی درباره برخی جزئیات انجام شود، طرح دعوا در دادگاه خانواده نیز می‌تواند گزینه مهمی باشد. انتخاب بین اجرای ثبت و دادگاه، به شرایط پرونده، میزان اطلاعات شما درباره اموال و وضعیت دسترسی به شوهر بستگی دارد.

یکی از حساس‌ترین بخش‌های این نوع پرونده، موضوع ابلاغ است. بسیاری از افراد فکر می‌کنند اگر اوراق قضایی به دست شوهر نرسد، پرونده متوقف می‌شود. این هم برداشت دقیقی نیست. درست است که ابلاغ بخش مهمی از دادرسی است، اما اگر نشانی خوانده معلوم نباشد یا دسترسی به او ممکن نشود، قانون راه ابلاغ قانونی یا در مواردی ابلاغ از طریق تشریفات خاص را پیش‌بینی کرده است. بنابراین ناشناس بودن محل اقامت شوهر، لزوماً بن‌بست ایجاد نمی‌کند. البته زن باید تا جایی که می‌تواند آخرین نشانی‌های شناخته‌شده، محل کار سابق، نشانی مندرج در عقدنامه، منزل پدری، یا هر سرنخ دیگری را در اختیار مرجع رسیدگی قرار دهد تا روشن شود که برای شناسایی و ابلاغ، تلاش لازم انجام شده است.

در عمل، یکی از اشتباهات رایج این است که زن در دادخواست فقط می‌نویسد «نشانی شوهر را نمی‌دانم» و هیچ اطلاعات کمکی دیگری ارائه نمی‌کند. این کار روند پرونده را دشوار می‌کند. بهتر است هر اطلاعاتی که ولو ناقص در اختیار دارید ذکر شود: شماره ملی، شغل قبلی، محل کار سابق، آدرس ثبت‌شده در عقدنامه، شماره تماس، آدرس منزل خانواده او، شهر محل تولد، محل سکونت احتمالی، یا حتی اطلاعاتی که از سفر یا اقامت موقت او در شهر دیگر دارید. این اطلاعات ممکن است در ظاهر جزئی باشند، اما در پرونده‌ای که زوج پنهان شده، همین سرنخ‌ها می‌تواند به کشف اموال یا تکمیل ابلاغ کمک کند.

نکته مهم دیگر این است که زن نباید تمرکز خود را فقط روی «پیدا کردن شخص» بگذارد. در بسیاری از پرونده‌ها، حتی وقتی شوهر متواری است، اموال او همچنان قابل شناسایی‌اند. ممکن است ملکی به نام او در ثبت اسناد وجود داشته باشد، خودرویی در سامانه راهور ثبت شده باشد، حساب بانکی یا سهام بورسی داشته باشد، یا در یک شرکت سهم‌الشرکه‌ای به نام او ثبت شده باشد. بنابراین در کنار دادخواست مهریه، باید از مرجع رسیدگی تقاضای استعلام و شناسایی اموال نیز مطرح شود. اگر مال پیدا شود، غیبت شوهر دیگر آن‌قدر تعیین‌کننده نخواهد بود، چون هدف عملی شما در نهایت وصول مهریه از محل اموال است، نه صرفاً حضور فیزیکی زوج در دادگاه.

سناریوی بسیار رایج این است که شوهر بعد از بروز اختلاف خانوادگی، تلفن خود را خاموش می‌کند، محل سکونت را تغییر می‌دهد و حتی خانواده‌اش هم همکاری نمی‌کنند. زن در این وضعیت احساس می‌کند پرونده‌اش بی‌نتیجه خواهد بود. اما واقعیت این است که اگر عقدنامه رسمی وجود دارد، هویت زوج معلوم است و امکان استعلام مالی فراهم باشد، زن هنوز ابزارهای قانونی مهمی در اختیار دارد. حتی اگر ابلاغ واقعی به شخص شوهر به دشواری انجام شود، روند دادرسی می‌تواند در چارچوب قانونی جلو برود و در صورت صدور رأی، زن می‌تواند به سراغ اجرای حکم و توقیف اموال برود.

یک مسئله مهم دیگر، تفاوت بین «نبودن شوهر» و «نداشتن مال» است. خیلی وقت‌ها زن این دو را با هم اشتباه می‌گیرد. ممکن است شوهر پیدا نشود، اما مال داشته باشد؛ در این صورت پرونده از نظر وصول، همچنان ارزشمند است. برعکس، ممکن است شوهر در دسترس باشد اما مالی نداشته باشد و پرونده از نظر وصول فوری دشوارتر شود. بنابراین در ارزیابی عملی این نوع دعوا، باید بیش از هر چیز روی دارایی‌ها و ردپای مالی تمرکز کرد. اگر زن هیچ اطلاعی از اموال ندارد، بهتر است سبک زندگی، معاملات قبلی، خودروهای مورد استفاده، املاک محل سکونت، ارتباط با شرکت‌ها یا شغل‌های قبلی شوهر را دقیق مرور کند. بسیاری از اموالی که بعداً توقیف می‌شوند، از همین سرنخ‌های ساده کشف شده‌اند.

گاهی نیز شوهر پیش از فرار، اموالش را به نام دیگران منتقل می‌کند. در این شرایط، کار دشوارتر می‌شود اما غیرممکن نیست. اگر زن بتواند ثابت کند که انتقال‌ها صوری بوده یا با قصد فرار از دین انجام شده، امکان طرح دعوا برای بی‌اثر کردن آن معاملات یا تعقیب حقوقی آن‌ها وجود دارد. البته این بخش از پرونده معمولاً نیازمند دقت، مدارک و گاهی دعوای مستقل است. برای مثال، اگر مرد درست هم‌زمان با بالا گرفتن اختلافات زناشویی، تنها ملک خود را به نام برادر یا پدرش منتقل کرده باشد و همچنان خودش از آن استفاده کند، این وضعیت می‌تواند نشانه‌ای از صوری بودن معامله یا قصد فرار از دین تلقی شود. هرچه فاصله زمانی بین اختلافات، مطالبه مهریه و انتقال مال کمتر باشد، اهمیت این موضوع بیشتر می‌شود.

بعضی زنان می‌پرسند اگر شوهر سال‌هاست رفته و هیچ اثری از او نیست، آیا ابتدا باید تکلیف طلاق، غیبت یا مفقودالاثری او روشن شود و بعد سراغ مهریه بروند؟ پاسخ این است که لزوماً نه. دعوای مهریه مستقل از بسیاری از دعاوی دیگر قابل طرح است. درست است که در برخی پرونده‌ها ممکن است هم‌زمان بحث طلاق به علت عسر و حرج، ترک انفاق یا غیبت زوج هم مطرح باشد، اما این‌ها مانع از مطالبه مهریه نیستند. زن می‌تواند هم‌زمان یا جداگانه، بسته به شرایط، حقوق مختلف خود را پیگیری کند. نباید تصور شود که مهریه فقط وقتی قابل مطالبه است که شوهر حاضر و در دسترس باشد یا تکلیف زندگی مشترک از هر جهت روشن شده باشد.

در تنظیم متن دادخواست، بهتر است وضعیت غیبت یا متواری بودن شوهر به‌روشنی توضیح داده شود. برای مثال، باید ذکر شود که زوج از تاریخ مشخصی منزل مشترک را ترک کرده، نشانی فعلی او نامعلوم است، مراجعات و پیگیری‌های انجام‌شده برای یافتن وی بی‌نتیجه مانده و زوجه با استناد به سند نکاحیه، مطالبه مهریه را درخواست می‌کند. اگر آخرین نشانی‌های شناخته‌شده وجود دارد، باید قید شوند. اگر زن دلایل یا قرائنی درباره اموال زوج دارد، بهتر است همان ابتدا در دادخواست یا لایحه به آن‌ها اشاره کند و درخواست استعلام یا توقیف احتمالی را نیز مطرح کند.

در اینجا یک نکته تاکتیکی بسیار مهم وجود دارد: در پرونده شوهر متواری، سرعت اهمیت زیادی دارد. چون چنین شخصی معمولاً از قبل تصمیم به فرار از مسئولیت گرفته و اگر فرصت پیدا کند، احتمال بیشتری دارد که دارایی‌های خود را مخفی، منتقل یا دست‌نیافتنی کند. بنابراین هر روز تأخیر می‌تواند به ضرر زوجه تمام شود. اقدام سریع به معنای شتاب‌زدگی بی‌فکر نیست، بلکه یعنی با سند نکاحیه، اطلاعات هویتی زوج و هر سرنخ مالی، فوراً فرآیند قانونی را آغاز کنید تا اگر امکان توقیف وجود دارد، زمان از دست نرود.

از جهت عملی، این پرونده‌ها بیش از هر چیز به جمع‌آوری اطلاعات وابسته‌اند. زن باید مثل یک پرونده مالی به ماجرا نگاه کند: شوهر قبلاً کجا کار می‌کرد؟ چه ماشینی داشت؟ آیا ملکی در اختیار داشت یا از ملکی استفاده می‌کرد؟ آیا شریک تجاری داشت؟ آیا خانواده‌اش برای او اموالی نگه داشته‌اند؟ آیا حسابی وجود دارد که قبلاً هزینه‌های زندگی از آن پرداخت می‌شد؟ آیا قبلاً معامله‌ای انجام داده بود که اسناد یا پیام‌هایی از آن باقی مانده باشد؟ این جزئیات ممکن است در نگاه اول بی‌اهمیت به نظر برسند، اما در پرونده مهریه علیه شوهر متواری، همین جزئیات مسیر وصول را می‌سازند.

در نهایت، باید گفت که فرار شوهر، بی‌نشانی بودن یا حتی مفقودالاثر شدن او، حق زن برای مهریه را از بین نمی‌برد. چالش اصلی در این پرونده‌ها بیشتر اجرایی و اثباتی است، نه ماهوی. یعنی اصل حق معمولاً روشن است، اما هنر پرونده در این است که چگونه ابلاغ، شناسایی اموال و اجرای مؤثر پیش برود. اگر زن سند ازدواج را در اختیار دارد، هویت زوج مشخص است و حتی حداقلی از اطلاعات درباره محل‌های احتمالی یا دارایی‌های او وجود دارد، پرونده ارزش پیگیری جدی دارد. مهم‌ترین عوامل موفقیت در این نوع دعوا عبارت‌اند از: اقدام سریع، ارائه همه نشانی‌ها و سرنخ‌های ممکن، تمرکز بر کشف اموال، و پرهیز از این اشتباه که «تا شوهر پیدا نشود، هیچ کاری نمی‌شود کرد». برعکس، در بسیاری از موارد باید پرونده را زودتر از پیدا شدن شوهر شروع کرد تا امکان حفظ اموال و جلوگیری از فرار کامل مالی از بین نرود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *