پرسش: اگر زن بخواهد مهریهاش را مطالبه کند اما شوهر از دسترس خارج شده باشد، محل زندگیاش را عوض کرده باشد، تلفنها را جواب ندهد، از محل کار قبلی رفته باشد، یا عمداً نشانی دقیقی از خود نگذارد، آیا باز هم میتوان دادخواست مهریه ثبت کرد؟ اگر زوج متواری باشد یا نشانی او معلوم نباشد، آیا پرونده متوقف میشود؟ زن در چنین وضعیتی باید چه کار کند تا هم دعوا رد نشود و هم فرصت شناسایی اموال و وصول مهریه را از دست ندهد؟
پاسخ: متواری بودن شوهر یا در دسترس نبودن نشانی دقیق او، یکی از وضعیتهای پراسترس اما بسیار رایج در پروندههای مهریه است. بسیاری از زنان زمانی برای مطالبه مهریه اقدام میکنند که اختلافات خانوادگی شدید شده، شوهر خانه را ترک کرده، محل کارش را عوض کرده، یا عمداً طوری رفتار میکند که پیدا کردن او دشوار شود. در این شرایط، اولین نگرانی زن معمولاً این است که «وقتی شوهر را پیدا نمیکنم، آیا اصلاً میتوانم مهریه بگیرم؟» پاسخ کلی این است که بله، در بسیاری از موارد متواری بودن یا نداشتن نشانی دقیق، حق مطالبه مهریه را از بین نمیبرد. اما این وضعیت میتواند روند پرونده را از نظر ابلاغ، شناسایی اموال، و اجرای رأی پیچیدهتر کند. بنابراین نکته اصلی این نیست که آیا حق زن باقی میماند یا نه؛ بلکه این است که چگونه باید پرونده را طوری پیش برد که غیبت یا پنهانکاری شوهر باعث قفل شدن کار نشود.
از همان ابتدا باید میان چند وضعیت متفاوت تفکیک قائل شویم. یک حالت این است که زن اصل هویت و مشخصات شوهر را میداند، ازدواج رسمی ثبت شده، اما محل فعلی اقامت یا کار زوج مشخص نیست. این شایعترین حالت است. حالت دوم این است که زن یک نشانی قدیمی از شوهر دارد اما احتمال میدهد دیگر در آنجا زندگی نمیکند. حالت سوم این است که شوهر عمداً در حال فرار از پیگیریهای مالی است؛ یعنی داراییهایش را پنهان میکند، مرتب محل اقامت را عوض میکند، و سعی دارد هیچ رد روشنی از خود باقی نگذارد. حالت چهارم پیچیدهتر است: شوهر در خارج از کشور است یا عملاً دسترسی به او بسیار محدود شده. هر یک از این سناریوها ممکن است از نظر عملی تفاوتهایی داشته باشند، اما نقطه مشترک همه آنها این است که «نامعلوم بودن محل حضور زوج» لزوماً به معنای «ناممکن شدن مطالبه مهریه» نیست.
باید توجه داشت که برای ثبت دادخواست مهریه، زن لازم نیست حتماً شوهر را شخصاً پیدا کند، با او تماس بگیرد، یا او را پای میز مذاکره بیاورد. آنچه در فرایند حقوقی اهمیت دارد، طی شدن صحیح مسیر قانونی است؛ از جمله ثبت دعوا، معرفی اطلاعات هویتی موجود، و فراهم شدن سازوکار ابلاغ به شکلی که از نظر مرجع رسیدگی معتبر باشد. بسیاری از زنان در اینجا دچار اشتباه میشوند و فکر میکنند اگر آدرس قطعی شوهر را ندانند، اصولاً امکان طرح دعوا وجود ندارد. در حالی که در عمل، پروندههای زیادی وجود دارد که زوج از دسترس خارج است اما دعوا همچنان ثبت و پیگیری میشود. البته هرچه اطلاعات زن درباره شوهر کاملتر باشد، کار سریعتر و کمهزینهتر پیش میرود. (بخوانید : دادخواست مهریه بعد از فوت شوهر (از ترکه و اموال متوفی))
در این نوع پروندهها، یکی از مهمترین مسائل «نشانی» است. نشانی فقط برای یک تشریفات ظاهری نیست؛ بخش مهمی از رسیدگی به دعوا به نحوه ابلاغ بستگی دارد. اگر زن هیچ نشانی از شوهر ندهد یا اطلاعات را بسیار ناقص ارائه کند، ممکن است فرایند با اخطارهای اداری یا تأخیر مواجه شود. اما اگر حتی آخرین نشانی شناختهشده، محل کار قبلی، نشانی منزل پدری، محل سکونت قبلی، یا هر سرنخ قابل استنادی از زوج وجود داشته باشد، همین اطلاعات میتواند نقطه شروع پرونده باشد. بسیاری از زنان تصور میکنند اگر شوهر از آن آدرس رفته باشد، دیگر ذکر آن فایدهای ندارد؛ در حالی که آخرین نشانی شناختهشده نیز از نظر عملی میتواند مهم باشد، چون پرونده باید از یک نقطه واقعی شروع شود، نه از خلأ کامل اطلاعاتی.
در واقع، زن در چنین شرایطی باید بهجای تمرکز صرف بر جمله «شوهرم گم شده»، به این فکر کند که چه اطلاعاتی از او در دست دارد. نام و نام خانوادگی کامل، شماره ملی، شماره شناسنامه، نام پدر، محل تولد، شهر محل سکونت قبلی، نام محل کار قبلی، شماره پلاک خودرو، شماره تلفنهای قدیمی، نشانی خانواده شوهر، اطلاعات بیمه، سابقه بانکی، یا هر دادهای که به شناسایی محل یا اموال زوج کمک کند، میتواند در پرونده ارزش داشته باشد. در دعوای مهریه، نداشتن آدرس دقیق معمولاً مانع مطلق نیست؛ آنچه مشکل ایجاد میکند، نداشتن هرگونه اطلاعات قابل پیگیری است. بنابراین زن باید قبل از اقدام، تمام سرنخها را جمعآوری و دستهبندی کند.
یکی از اشتباهات رایج در این پروندهها آن است که زن فقط به دنبال پیدا کردن خود شخص شوهر میرود و از شناسایی اموال او غافل میشود. حال آنکه در بسیاری از موارد، هدف اصلی از دعوای مهریه فقط حضور فیزیکی شوهر در دادگاه نیست؛ بلکه رسیدن به امکان وصول طلب است. ممکن است شوهر پنهان شود، اما خودرو، ملک، حساب، سهمالشرکه، یا منبع درآمدش همچنان قابل شناسایی باشد. حتی گاهی مرد عمداً خودش را پنهان میکند تا زن انرژیاش را صرف پیدا کردن او کند، در حالی که اقدام مؤثرتر، تمرکز بر ردپای مالی اوست. بنابراین در پروندهای که زوج متواری است، جمعآوری اطلاعات درباره اموال و منابع مالی او به همان اندازه، و گاه بیشتر از پیدا کردن نشانی محل خواب و زندگیاش اهمیت دارد.
بسیاری از مردانی که از دسترس خارج میشوند، لزوماً ناپدید واقعی نیستند؛ بلکه فقط سعی میکنند فرایند پیگیری را برای زن فرسایشی کنند. برای مثال، خانه را عوض میکنند، قرارداد رسمی اجاره به نام خودشان ندارند، در محل کار جدید از ثبت اطلاعات روشن پرهیز میکنند، شماره تلفنشان را عوض میکنند، یا به خانواده خود میگویند هیچ اطلاعاتی ندهند. این رفتارها از نظر روانی ممکن است برای زن بسیار آزاردهنده باشد، اما از نظر حقوقی بهمعنای شکست قطعی پرونده نیست. نکته مهم این است که زن نباید در دام ناامیدی یا پیگیری احساسی و پراکنده بیفتد. هرچه اقدام منسجمتر، مستندتر و سریعتر باشد، احتمال اینکه پنهانکاری شوهر بیاثر شود بیشتر است.
یک سناریوی رایج این است که زن آخرین نشانی مشترک زندگی را دارد، اما شوهر مدتی است آنجا را ترک کرده. در چنین وضعیتی، بعضی زنان به اشتباه از ارائه همان نشانی هم خودداری میکنند چون میگویند «دیگر آنجا نیست». در حالی که آخرین محل اقامت شناختهشده یا محل سکونت مشترک سابق، از نظر عملی و اداری میتواند مبنای شروع کار باشد. در کنار آن، نشانی محل کار قبلی، منزل پدر و مادر زوج، یا هر آدرس دیگری که ارتباط واقعی با او داشته، میتواند به شناسایی مسیر پرونده کمک کند. بدترین حالت زمانی است که زن بهخاطر تردید، هیچ آدرسی ارائه نمیدهد و پرونده را از ابتدا مبهم میکند.
از سوی دیگر، اگر زن احتمال میدهد شوهر بهقصد فرار از پرداخت مهریه در حال انتقال اموال یا مخفی کردن داراییهاست، نباید زمان را از دست بدهد. یکی از خطرات مهم در پرونده شوهر متواری این است که زن تمام تمرکز خود را بر «پیدا کردن شخص» بگذارد و متوجه نشود که در همان زمان، داراییها در حال جابهجاییاند. ممکن است زوج خود را پنهان کند اما همزمان خودرو را منتقل کند، حسابها را خالی کند، یا اموال را به نام بستگان بزند. به همین دلیل، در چنین پروندهای سرعت در اقدام اهمیت مضاعف پیدا میکند. تأخیر فقط رسیدگی را عقب نمیاندازد؛ گاهی امکان واقعی وصول را هم از بین میبرد.
در برخی موارد، شوهر به خانوادهاش سپرده که بگویند «از او خبر نداریم». این وضعیت از نظر عاطفی برای زن فرساینده است، چون احساس میکند همه در حال پنهان کردن حقیقتاند. اما از دید راهبردی، بهتر است زن کمتر وقت خود را صرف درگیریهای شفاهی و خانوادگی کند و بیشتر روی مستندسازی متمرکز باشد. اگر خانواده زوج آدرس دقیق نمیدهند، زن باید به آنچه خودش میداند تکیه کند: اسناد قدیمی، پیامکها، قراردادهای قبلی، سوابق بیمه، اسناد خودرو، اطلاعات شغلی، حسابهای مشترک سابق، یا هر سرنخی که قابل تبدیل به اقدام حقوقی باشد. دعوای مهریه وقتی مؤثرتر است که بر مدارک و دادهها استوار باشد، نه بر امید به همکاری اطرافیان شوهر.
نکته مهم دیگر این است که متواری بودن شوهر میتواند بر مرحله دفاع او هم اثر بگذارد. مردی که آگاهانه از دسترس خارج میشود، گاهی بعدها سعی میکند از همین وضعیت به نفع خود استفاده کند؛ مثلاً بگوید در جریان نبوده، اطلاعی نداشته، یا فرصت دفاع نداشته است. به همین دلیل، زن باید از ابتدا تلاش کند اطلاعاتی که ارائه میدهد تا حد ممکن دقیق، واقعی و قابل اتکا باشد. هرچه روند ابلاغ و رسیدگی منظمتر پیش برود، امکان سوءاستفاده بعدی کمتر میشود. بیدقتی در اطلاعات اولیه ممکن است بعداً برای زن دردسر ایجاد کند، مخصوصاً در پروندههایی که شوهر اهل انکار و فرار است.
برخی زنان میپرسند اگر شوهر پیدا نشود، آیا گرفتن حکم یا نتیجه عملی ممکن است؟ پاسخ به این سؤال به تفاوت میان «صدور رأی» و «وصول واقعی» برمیگردد. ممکن است در بسیاری از پروندهها مسیر رسیدگی و تصمیمگیری بدون حضور فعال زوج هم جلو برود، اما مسئله اساسی پس از آن، اجرای مؤثر است. اگر شوهر واقعاً هیچ مال قابل شناسایی نداشته باشد و محل درآمد او هم نامعلوم باشد، روشن است که وصول فوری دشوار میشود. اما همین دشواری به این معنا نیست که زن نباید دعوا را شروع کند. برعکس، گرفتن مستندات رسمی و پیگیری قانونی، غالباً مقدمه لازم برای هر اقدام بعدی است؛ چه امروز مالی پیدا شود، چه چند ماه یا چند سال بعد.
در اینجا یک واقعیت مهم وجود دارد: بسیاری از مردانی که مدتی متواری هستند، در بلندمدت ناچار میشوند در جایی رد مالی یا اداری از خود به جا بگذارند. ممکن است خودرو بخرند، حساب بانکی فعال داشته باشند، در شرکت یا مؤسسهای کار کنند، ملکی اجاره کنند، یا در معاملهای وارد شوند. زن اگر پروندهاش را اصولی پیش برده باشد، میتواند از این فرصتها بهتر استفاده کند. اما اگر از ابتدا بهخاطر نبود نشانی، اصلاً وارد مسیر حقوقی نشده باشد، زمانهای طلایی را از دست میدهد. در دعوای مهریه، شروع بهموقع گاهی به اندازه خودِ وصول اهمیت دارد.
سناریوی دیگری که باید به آن توجه کرد زمانی است که شوهر در ظاهر «متواری» است، اما در واقع فقط از زن فاصله گرفته و در یک شهر دیگر زندگی عادی خود را ادامه میدهد. در این موارد، شبکههای اجتماعی، روابط کاری، معاملات روزمره، یا ارتباط با دوستان و بستگان مشترک گاهی سرنخهای مهمی میدهند. البته زن باید مراقب باشد که در مسیر جمعآوری اطلاعات وارد رفتارهای غیرقانونی یا تنشآفرین نشود. اما از نظر عملی، بسیاری از اطلاعات مفید از دل همین جزئیات روزمره به دست میآیند: عکس خودرو جدید، محل کار تازه، شهر محل اقامت، نام شرکت، یا نشانی تقریبی. چیزی که در ظاهر یک خبر ساده است، در پرونده مهریه میتواند به یک داده کلیدی تبدیل شود.
باید به این نکته هم توجه کرد که شوهر متواری همیشه شوهر بیپول نیست. گاهی مردی که توان مالی مناسبی دارد، برای فرار از فشار مهریه بیش از دیگران خودش را پنهان میکند. به همین دلیل، زن نباید فقط چون زوج ناپدید شده، نتیجه بگیرد که وصول ناممکن است. برعکس، همین پنهانکاری گاهی نشانه آن است که مرد نگران شناسایی اموال یا درآمد خود است. بنابراین بررسی دقیق سبک زندگی گذشته، شغل، دوستان تجاری، سرمایهگذاریها، خودرو، حسابهای احتمالی، و اموال مرتبط با او اهمیت زیادی دارد. در بعضی پروندهها، شناسایی یک مال یا یک منبع درآمد مشخص، بسیار مؤثرتر از پیدا کردن خود شخص بوده است.
اگر شوهر خارج از کشور رفته باشد یا بین ایران و خارج در رفتوآمد باشد، پیچیدگی بیشتر میشود، اما باز هم اصل حق زن از بین نمیرود. در این وضعیت، شناسایی اموال داخل کشور، حسابها، املاک، خودرو، یا هر دارایی که در قلمرو قابل پیگیری باشد اهمیت زیادی پیدا میکند. بسیاری از زنان در این سناریو بیش از حد روی حضور فیزیکی شوهر در ایران تمرکز میکنند، در حالی که اگر مال یا رد مالی مشخصی در داخل وجود داشته باشد، همان میتواند مبنای اقدام مهمتری باشد. بنابراین حتی در پرونده شوهر خارجنشین یا دور از دسترس نیز باید منطق «تمرکز بر دارایی و مستندات» حفظ شود.
یک خطای مهم دیگر در این نوع پروندهها، اعتماد به وعدههای شفاهی اطرافیان شوهر است. مثلاً میگویند «او برمیگردد»، «فعلاً صبر کن»، «وقتی سر و صدا بخوابد خودش مهریه را میدهد»، یا «اگر دادخواست بدهی، دیگر هیچوقت پیدایش نمیشود». این جملات در بسیاری از مواقع فقط باعث اتلاف وقت زن میشوند. وقتی شوهر عملاً از دسترس خارج شده و نشانی روشنی ندارد، تعلل معمولاً به سود کسی است که فرصت پنهان کردن اموال و ساختن دفاعیات جدید را پیدا میکند. بنابراین زن باید بهجای امید بستن به وعدههای غیررسمی، تصمیم خود را بر مبنای مستندات، زمان و منافع حقوقی خودش تنظیم کند.
در جمعبندی باید گفت: اگر شوهر متواری است، نشانی دقیقی ندارد، یا عمداً خود را از دسترس خارج کرده، این وضعیت گرچه پرونده مهریه را سختتر میکند، اما آن را بینتیجه یا غیرقابل طرح نمیسازد. زن باید بهجای ناامیدی، سه کار را همزمان و هوشمندانه انجام دهد: اول، تمام اطلاعات هویتی و آخرین نشانیها و سرنخهای معتبر زوج را جمعآوری کند؛ دوم، روی شناسایی اموال، درآمد، خودرو، ملک، حساب یا هر رد مالی او تمرکز کند؛ سوم، اجازه ندهد پنهانکاری شوهر باعث از دست رفتن زمان شود. در چنین پروندههایی، موفقیت بیش از هر چیز به سرعت، دقت و نظم در اقدام بستگی دارد. بزرگترین اشتباه این است که زن تصور کند چون شوهر پیدا نیست، دیگر قانون هم به او دسترسی ندارد. در عمل، آنچه بسیاری از این پروندهها را به نتیجه میرساند، نه پیدا کردن فوری خود مرد، بلکه پیدا کردن ردهای رسمی، مالی و اداری اوست. اگر این منطق از ابتدا درست فهمیده شود، حتی پرونده شوهر متواری هم میتواند از حالت بنبست خارج شود و به یک مسیر واقعی برای مطالبه مهریه تبدیل گردد.
مجله اینترنتی برترین بلاگ پورتال خبری و سبک زندگی
