پرسش: اگر زن مهریهاش را مطالبه کند و شوهر در پاسخ بگوید توان پرداخت ندارد و دادخواست اعسار بدهد، تکلیف چیست؟ آیا ادعای اعسار باعث میشود زن دیگر نتواند مهریه بگیرد؟ اگر زوج واقعاً مالی نداشته باشد یا خودش را بیمال نشان بدهد، زن چه کاری میتواند انجام دهد؟ آیا میتوان به اعسار شوهر اعتراض کرد و ثابت کرد که او توانایی پرداخت دارد؟
پاسخ: یکی از مهمترین و پرتکرارترین مراحل در پروندههای مهریه، جایی است که زن بعد از مطالبه مهریه با ادعای اعسار از سوی شوهر روبهرو میشود. بسیاری از زنان وقتی میشنوند زوج دادخواست اعسار داده یا گفته «ندارم که بدهم»، تصور میکنند پرونده تمام شده و دیگر امکان گرفتن مهریه وجود ندارد. در حالی که اعسار نه به معنای از بین رفتن مهریه است، نه به معنای بخشیده شدن دین، و نه حتی همیشه به معنای ناتوانی واقعی زوج. اعسار فقط ادعایی است درباره وضعیت مالی بدهکار؛ ادعایی که باید بررسی شود، ممکن است پذیرفته شود، ممکن است رد شود، و حتی اگر پذیرفته شود، معمولاً فقط شیوه پرداخت را تغییر میدهد، نه اصل بدهی را.
برای فهم درست موضوع باید اول بدانیم اعسار یعنی چه. اعسار در پرونده مهریه یعنی زوج میگوید در حال حاضر توان پرداخت یکجای مهریه را ندارد. این ادعا ممکن است درست باشد؛ مثلاً مرد واقعاً کار ثابت ندارد، مال قابل توجهی به نامش نیست و توان پرداخت نقدی سنگین ندارد. اما ممکن است ادعایی تاکتیکی یا صوری هم باشد؛ یعنی مرد با وجود داشتن دارایی، درآمد، سرمایه، حمایت مالی یا اموال پنهان، خودش را ناتوان معرفی کند تا یا زمان بخرد، یا مهریه را قسطبندی کند، یا زن را خسته و ناامید سازد. بنابراین زن نباید با شنیدن کلمه اعسار، منفعل شود. اعسار مرحلهای از پرونده است که باید با دقت، سند، اطلاعات و تحلیل درست با آن برخورد کرد.
نکته اساسی این است که اعسار، اصل مهریه را از بین نمیبرد. اگر مهریه ثابت باشد و زن آن را مطالبه کرده باشد، شوهر بدهکار است. حال اگر دادگاه اعسار را بپذیرد، معمولاً بحث بر سر این میرود که پرداخت چگونه انجام شود؛ مثلاً یک پیشقسط و اقساط ماهانه تعیین شود. اما این به معنای این نیست که زن دیگر طلبی ندارد. بسیاری از زنان اشتباه میکنند و فکر میکنند وقتی اعسار پذیرفته شد، یعنی شوهر از پرداخت مهریه معاف شد. در حالی که تفاوت مهمی میان «معاف شدن از دین» و «تقسیط دین» وجود دارد. اعسار پذیرفتهشده معمولاً زوج را از پرداخت یکجای مهریه ناتوان میداند، نه اینکه اصل مهریه را حذف کند. (بخوانید : دادخواست مهریه وقتی شوهر فقط سهم الارث یا مال مشاع دارد)
در عمل، مسئله مهمتر این است که زن بتواند تشخیص دهد ادعای اعسار واقعی است یا ساختگی. برای این کار نباید فقط به ظاهر زندگی یا حرفهای شوهر اکتفا کرد. بعضی مردان واقعاً ظاهر سادهای دارند اما داراییهای مهمی پنهان کردهاند. بعضیها برعکس، سبک زندگی پرهزینهای دارند اما در دادگاه خود را بیچیز معرفی میکنند. بعضیها اموال را قبل از طرح دعوا یا همزمان با اختلاف منتقل کردهاند. بعضیها درآمدشان را از حساب شخص دیگری دریافت میکنند. بعضیها شغل آزاد دارند و درآمدشان در فیش حقوقی دیده نمیشود. بنابراین مقابله با اعسار، بیشتر از آنکه با عصبانیت و اصرار شفاهی ممکن باشد، با جمعآوری نشانههای مالی و ارائه مستندات انجام میشود.
یکی از مهمترین کارهای زن در برابر اعسار، بررسی اموال رسمی زوج است. اگر مرد ملک، زمین، آپارتمان، مغازه، خودرو، سهام، سهمالشرکه، حساب بانکی، یا هر مال ثبتشدهای داشته باشد، این موضوع میتواند در رد یا محدود کردن ادعای اعسار اهمیت داشته باشد. البته ممکن است داشتن یک مال همیشه بهتنهایی به معنای توان پرداخت کامل نباشد، اما قطعاً در ارزیابی وضعیت مالی مؤثر است. برای مثال، مردی که ادعا میکند هیچ توان پرداختی ندارد اما خودروی گرانقیمت یا ملکی به نام اوست، نمیتواند بهسادگی همان تصویری را ارائه دهد که یک شخص واقعاً بیمال ارائه میدهد.
اما همه چیز به اموال رسمی ختم نمیشود. در بسیاری از پروندههای مهریه، زوج دارایی آشکار ندارد ولی درآمد، شراکت، فعالیت اقتصادی یا سبک زندگی او با ادعای اعسار سازگار نیست. فرض کنید مرد ادعا میکند بیدرآمد است، اما در عمل مغازهای را اداره میکند، خرید و فروش خودرو انجام میدهد، در پروژههای ساختمانی شریک است، مرتب سفر خارجی میرود، اجاره خانه سنگین میپردازد، یا هزینههای زندگی بالایی دارد. در چنین مواردی زن باید این تناقضها را جدی بگیرد. دادگاه معمولاً فقط با جمله «او پول دارد» قانع نمیشود، اما اگر زن بتواند نشانههای مشخص و قابل بررسی ارائه کند، ادعای اعسار زوج با چالش جدیتری روبهرو میشود.
یکی از ابزارهای مهم زوج برای اثبات اعسار، معرفی شاهد است. معمولاً در دادخواست اعسار، مرد شاهدانی معرفی میکند که بگویند او توان مالی ندارد. زن در این مرحله باید بسیار هوشیار باشد. شاهدان اعسار گاهی از دوستان، بستگان، همکاران یا افرادی هستند که شناخت عمیق و واقعی از داراییهای زوج ندارند و فقط بر اساس ظاهر یا رابطه شخصی شهادت میدهند. زن میتواند درباره میزان شناخت شاهدان، ارتباط آنها با زوج، اطلاعشان از اموال و درآمد او، و اینکه دقیقاً از کجا میدانند زوج توان پرداخت ندارد، سؤال و تردید ایجاد کند. شهادت کلی و مبهم مثل «ما میدانیم ندارد» نباید بدون بررسی پذیرفته شود. مهم این است که شاهد واقعاً از وضعیت مالی شخص اطلاع داشته باشد، نه اینکه صرفاً دوست یا فامیل او باشد.
در مقابل، زن هم میتواند اطلاعات و دلایلی ارائه کند که نشان دهد زوج برخلاف ادعای خود توان مالی دارد. این دلایل ممکن است شامل اسناد مالکیت، اطلاعات مربوط به خودرو، قراردادهای کاری، سابقه شغلی، تصاویر و مدارک مربوط به کسبوکار، پرینتهایی که بهطور قانونی قابل ارائه باشند، پیامهایی که زوج در آنها از معاملات یا داراییهای خود صحبت کرده، شهادت افراد مطلع، یا هر نشانه جدی از وضعیت مالی او باشد. البته باید توجه داشت که مدارک باید تا حد امکان قابل استناد و قانونی باشند. استفاده از روشهای غیرقانونی برای دسترسی به اطلاعات، مثل هک حساب یا برداشت غیرمجاز از دادههای خصوصی، میتواند خود زن را دچار مشکل کند. بنابراین جمعآوری دلیل باید هوشمندانه باشد، نه پرخطر.
یک نکته مهم در پرونده اعسار این است که زن باید به زمان انتقال اموال دقت کند. اگر زوج قبل از طرح دعوای مهریه یا بعد از شروع اختلافات، ناگهان اموالی را منتقل کرده باشد، این موضوع میتواند بسیار معنادار باشد. برای مثال، مردی که تا چند ماه قبل خودرو یا ملکی به نامش بوده و دقیقاً بعد از مطالبه مهریه آن را به نام پدر، برادر، دوست یا شریک خود منتقل کرده، ممکن است در حال ساختن تصویر اعسار باشد. در چنین حالتی زن باید فقط به وضعیت فعلی اکتفا نکند، بلکه سابقه داراییها و نقلوانتقالها را هم بررسی کند. گاهی اعسار امروز، نتیجه انتقالهای مشکوک دیروز است.
البته باید واقعبین بود: صرف انتقال مال همیشه به معنای فرار از دین نیست. ممکن است معامله واقعی بوده، ثمن پرداخت شده، یا دلیل اقتصادی مشخصی داشته باشد. اما اگر مجموعه قرائن نشان دهد انتقال صوری، بدون پرداخت واقعی، به نزدیکان، در زمان اختلاف، و همراه با ادامه استفاده زوج از همان مال بوده، آن وقت موضوع جدیتر میشود. برای نمونه، اگر خودرو به نام برادر منتقل شده اما همچنان خود زوج از آن استفاده میکند، یا خانه ظاهراً فروخته شده اما خانواده زوج در آن ساکناند و هیچ نشانهای از معامله واقعی دیده نمیشود، زن میتواند این تناقضها را در پرونده برجسته کند.
بعضی زنان فکر میکنند اگر اعسار شوهر پذیرفته شود، دیگر هیچ کاری از دستشان برنمیآید. این نگاه کامل نیست. حتی بعد از پذیرش اعسار و تقسیط مهریه، اگر زن بعدها مالی از زوج شناسایی کند یا وضعیت مالی او بهتر شود، میتواند پیگیریهای لازم را انجام دهد. اعسار وضعیت مالی شخص را برای یک مقطع زمانی نشان میدهد، نه برای همیشه. مردی که امروز ناتوان شناخته میشود، ممکن است شش ماه بعد شغل خوب پیدا کند، ارث ببرد، ملک بخرد، خودرو داشته باشد، یا کسبوکارش رونق بگیرد. بنابراین زن نباید بعد از حکم اعسار، پرونده را از نظر ذهنی تمامشده بداند. مهریه همچنان دین باقی میماند و تغییر وضعیت مالی زوج میتواند اهمیت داشته باشد.
در پروندههای اعسار، یکی از بحثهای مهم میزان اقساط است. گاهی زن احساس میکند مبلغ اقساط تعیینشده بسیار پایین است و عملاً وصول مهریه را به سالهای طولانی و فرسایشی تبدیل میکند. در چنین حالتی، زن باید تلاش کند واقعیت هزینهها، درآمدها و داراییهای زوج را روشن کند تا اگر امکان دارد، دادگاه تصویر دقیقتری از توان پرداخت او داشته باشد. برای مثال، مردی که ادعا میکند فقط حداقل درآمد را دارد اما اجاره منزل، هزینه خودرو، سفر، خریدهای لوکس و مخارج شخصی او با این ادعا سازگار نیست، باید این تناقضها توضیح داده شود. دادگاه برای تعیین اقساط به وضعیت مالی، درآمد، دارایی، هزینهها و شرایط زندگی توجه میکند؛ بنابراین هر اطلاعات معتبر میتواند تأثیرگذار باشد.
گاهی زن میپرسد آیا میتوان به اعسار شوهر اعتراض کرد؟ در بسیاری از موارد، اگر رأیی درباره اعسار صادر شود و زن آن را ناعادلانه یا خلاف واقع بداند، امکان پیگیری و اعتراض در چارچوب قانونی وجود دارد. اما مهمتر از اصل اعتراض، محتوای اعتراض است. اعتراض بدون دلیل، صرفاً با این جمله که «او دروغ میگوید»، معمولاً اثر زیادی ندارد. زن باید نشان دهد چرا ادعای اعسار نادرست است: چه مالی وجود دارد، چه درآمدی پنهان شده، کدام شاهدان اطلاع کافی ندارند، چه انتقالی مشکوک بوده، یا چه سبک زندگیای با ادعای ناتوانی مالی نمیخواند. هرچه اعتراض از حالت احساسی خارج و به دادههای مشخص نزدیکتر شود، جدیتر بررسی خواهد شد.
در این میان باید توجه کرد که اعسار واقعی هم وجود دارد. همه مردانی که اعسار میگیرند دروغ نمیگویند. ممکن است زوج واقعاً بدهکار، بیکار، بیمار، کمدرآمد یا فاقد مال باشد. در چنین وضعیتی، زن باید میان حق خود و امکان عملی وصول تعادل برقرار کند. اگر مرد واقعاً ناتوان باشد، فشار بیش از حد ممکن است به نتیجه فوری نرسد و پرونده را فرسایشیتر کند. اما حتی در این حالت هم حق زن از بین نمیرود و میتوان درباره تقسیط، زمانبندی، تضمین، یا شناسایی اموال آینده برنامهریزی کرد. نگاه درست این است که زن نه سادهلوحانه هر ادعای اعساری را بپذیرد، نه بیدلیل هر اعساری را ساختگی بداند؛ بلکه باید با شواهد تصمیم بگیرد.
یکی از خطرناکترین اشتباهات این است که زن در جلسه رسیدگی به اعسار حاضر نشود یا موضوع را جدی نگیرد. بعضی زنان فکر میکنند چون قبلاً حکم مهریه گرفتهاند، دیگر جلسه اعسار اهمیت ندارد. در حالی که نتیجه اعسار میتواند شیوه وصول را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. اگر زن در این مرحله سکوت کند، دلایل زوج را به چالش نکشد، شاهدان او را بررسی نکند و اطلاعات مالی موجود را ارائه ندهد، ممکن است رأیی صادر شود که بعداً برای او ناخوشایند باشد. بنابراین مرحله اعسار یکی از نقاط حساس پرونده مهریه است و نباید آن را تشریفاتی دانست.
مسئله دیگر این است که گاهی زوج با هدف گرفتن اعسار، قبل از رسیدگی تلاش میکند خود را در وضعیت مالی ضعیف نشان دهد. مثلاً از حساب شخصی کمتر استفاده میکند، پولها را از مسیر اطرافیان جابهجا میکند، شغل واقعی را پنهان میکند، یا هزینههایش را ظاهراً دیگران پرداخت میکنند. زن اگر این رفتارها را میبیند، باید آنها را به شکل منظم ثبت و دستهبندی کند. البته ثبت کردن به معنای اقدام غیرقانونی نیست؛ بلکه یعنی نگهداری پیامها، اسناد، اطلاعات معاملاتی، نشانی محل کار، عکسهای عمومی کسبوکار، یا هر دادهای که بهطور قانونی در اختیار اوست. پرونده اعسار با جزئیات ساخته میشود، نه با کلیگویی.
یکی از پرسشهای پرتکرار این است که اگر شوهر اعسار بگیرد و اقساط را هم نپردازد، چه میشود؟ در چنین حالتی، عدم پرداخت اقساط میتواند تبعات قانونی داشته باشد و زن میتواند پیگیری اجرای رأی و اقدامات لازم را دنبال کند. پذیرش اعسار به این معنا نیست که زوج هر وقت دلش خواست پرداخت کند و هر وقت نخواست هیچ مسئولیتی نداشته باشد. اگر دادگاه اقساطی تعیین کند، زوج باید طبق همان ترتیب پرداخت کند، مگر اینکه دوباره از مسیر قانونی تغییر شرایط را مطرح کند. بنابراین زن باید بعد از تقسیط هم پیگیر باشد و پرداختها را رها نکند.
در پرونده اعسار، نوع مهریه هم اهمیت دارد. اگر مهریه سکه باشد، ارزش آن ممکن است با گذر زمان تغییر کند و همین موضوع روی فشار مالی و محاسبات طرفین اثر میگذارد. اگر مهریه وجه نقد یا مال معین باشد، وضعیت متفاوت میشود. زن باید بداند موضوع فقط تعداد اقساط نیست، بلکه ارزش واقعی دین و نحوه اجرای آن هم اهمیت دارد. در بسیاری از اختلافات، طولانی شدن پرداخت به زیان زن تمام میشود، مخصوصاً وقتی ارزش پول کاهش پیدا میکند یا قیمت سکه افزایش مییابد. بنابراین هنگام بررسی پیشنهادهای توافقی یا پذیرش اقساط، باید به آثار بلندمدت هم توجه کرد.
توافق در پرونده اعسار هم ممکن است، اما باید هوشمندانه باشد. گاهی زوج میگوید اگر زن با اقساط کمتر موافقت کند، منظم پرداخت میکند. گاهی وعده میدهد بعداً مبلغ بیشتری میدهد. گاهی خانوادهها فشار میآورند که زن کوتاه بیاید. توافق همیشه بد نیست، اما توافق بدون تضمین و بدون توجه به سابقه رفتار زوج میتواند خطرناک باشد. اگر مرد قبلاً اموال را پنهان کرده، بدقولی کرده، یا چند بار وعدههای بیپشتوانه داده، زن باید محتاطتر باشد. هر توافقی بهتر است روشن، مکتوب، قابل اجرا و متناسب با واقعیت مالی طرفین باشد.
در جمعبندی باید گفت: ادعای اعسار شوهر پایان پرونده مهریه نیست. اعسار فقط ادعای ناتوانی از پرداخت یکجاست و باید بررسی شود. زن میتواند با شناسایی اموال، بررسی درآمد، توجه به سبک زندگی، نقد شهادت شهود، پیگیری نقلوانتقالهای مشکوک و ارائه دلایل معتبر، با اعسار غیرواقعی مقابله کند. حتی اگر اعسار پذیرفته شود، اصل مهریه از بین نمیرود و معمولاً فقط نحوه پرداخت تغییر میکند. مهمترین اشتباه زن این است که با شنیدن کلمه اعسار ناامید شود یا جلسه اعسار را جدی نگیرد. در مقابل، بهترین راهبرد این است که پرونده را با نگاه مالی و مستند دنبال کند و از خود بپرسد: آیا زوج واقعاً ناتوان است، یا فقط تصویر ناتوانی ساخته است؟ پاسخ دقیق به همین سؤال میتواند مسیر مطالبه مهریه را بهطور جدی تغییر دهد.
مجله اینترنتی برترین بلاگ پورتال خبری و سبک زندگی
